واگویه

3 10 2009

امسال سال بدی نبوده (البته هنوز تمام نشده) و امیدوارم که با اتمام این سال افسوس لحظاتی رو که دارم سپری میکنم به این شکل , نخورم البته اگر کمی بیشتر منطقی فکر کنم میبینم که جایی برای گله از خودم و افسوس نخواهد ماند برای اینکه در چنین شرایطی بهترین گزینه ها رو انتخاب کرده ام و هر کس دیگه ای هم به جای من قرار میگرفت همین تصامیم رو میگرفت و به همین نقطه ختم میشد.

گاهی وقتها درست مثل ماهی میمونم که از فرط بی آبی در تب و تابه و وقتی که آبی میبینه حاضر میشه با آگاهی از اینکه این آب چیزی جز آب جوشان و داغ نیست خودش رو تسلیم  می کنه تا در اون غوطه ور بشه و عطشش رو برطرف کنه حتی به قیمت سوختن و نابود شدن.

این روزها روزهای سختی برای من هستند هر چند این رو میدونم که سالیان بعد اگر باز هم در چنین موقعیتی قرار بگیرم هم نمیتونم چیزی جز این رو انتخاب کنم و لی همه اینها نمیتونن دلیلی باشند برای اینکه اکنون خوش باشم..





این قطرات عمر

28 01 2009
  • زمانی در یک کتاب خواندم که مدت زمانی که یک فرد عادی برای مرور یک گزارش یا خبر کوتاه صرف میکند حدود «20» ثانیه است.
  • در جایی دیگر خواندم که «4» دقیقه ابتدای آشنایی بین دو فرد در اولین دیدار آنان نقش مهم و عمده ای در ادامه و نوعیت ارتباط بعدی این دو خواهد داشت.
  • در کارگاهای آموزشی مدیریت میگویند مدت زمان توجه و تمرکز مستمعین و شرکت کنندگان در یک همایش (جلسه) به سخنان گوینده یا سخنران, در بهترین حالات فقط «50» دقیقه است.
  • میگویند حداکثر زمان تاثیر گذاری یک برنامه تلویزیونی,خبری و یا آموزشی 90 جلسه(سه ماه) و آنهم جلسات 35-45 دقیقه ای است و بعد از این زمان اگر در نحوه برنامه و یا جلسه تغییر رونما نگردد , نمودار(گراف) پیشرفت و تاثیرگذاری به سرعت نزول پیدا میکند.

 

خب با این تفاصیل , چرا خداوند به ما عمرهایی چندصد برابر این مدتهای مفید داده؟

آیا دلیلی جز این داشته که به ما این قدرت را داده تا برای جبران هر لحظه بد و غیر مثمری که گذرانده ایم و هدر دادیم؛ هزاران هزار لحظه خوب و مفید برای خود و دیگران خلق کنیم و جای خالی آن لحظهات پوچ را پر کنیم؟