جمعه

16 01 2009

روز جمعه  است و روز تعطيل ؛ اما مطابق معمول زودتر از روزهاي ديگه از خوا ب بلند ميشم و ديگه خوابم نميبره براي همين تلويزيون رو روشن ميكنم و …Striaght Face
كانال اول: اخبار داخلي و خارجي كه مطابق معمول از وقايع ديروز بوده؛ از بس كه گوينده خبر را با الفاظ غلط ميخواند و حتي بين اخبار تبليغ پخش ميكنند كه لجم ميگيرد و ….Confused
كانال دوم: مسابقات ورزشي چند ماه قبل ( و گاهي چند سال قبل) رو به زبان اصلي گذاشته كه تقريبا نصف صفحه رو به خاطر پوشاندن لوگوي كانالي كه ازش كپي كردن ؛سياه كردن. ميزنم كانال بعديI dont know
كانال سوم: آهنگ هندي و بعد عربي و بعد افغاني ؛ چيز جالب  اينه كه به طور خيلي ماهرانه ای !!! نقاط مبتذل طرف !! رو سانسور ميكنن ؛ يك مربع شطرنجي خيلي نازك كه خيلي وقتها به علت سرعت حركت خواننده و يا رقاص ها نميتونه جاي اصلي رو پنهان كنه!!. يك چند لحظه روي كانال مكث ميكنم اونم به خاطراينكه ببينم بالاخره اين مربع ميرسه به هدفش يانه ؛ ميزنم كانال بعديNerd
كانال چهارم: فيلم ارسلان نامدار ساخت هند كه البته با كمال پر رويي بدون حذف لوگوي تلويزيون هندي و حتي تبليغاتشون پخش ميشه. اصلان فكر نگاه كردن به ذهنم خطور نميكنه.Hypnotized
كانال پنجم:به زبان ديگر رسمي كشور حرف ميزنن كه زياد بلد نيستم ؛ فيلم قشنگي گذاشته «اينديانا جونز» كه البته به زبان اصلي هست  ولي يك نفر به جاي تمام كاراكترها صحبت ميكنه و به زبان محلي دوبله ( يا واضحتر بگم ترجمه ) ميكنه.كمي نگاه ميكنم ولي تلفيق زبان اصلي و ترجمه مغزم رو سوهان ميكنه و …At wits end
كانال ششم:  كپي كانال قبلي با تفاوت اين كه زحمت ترجمه رو نكشيده و به جاش زير نويس هم گذاشته كه براي تقويت زبان انگليسي خيلي خوبه ( البته به جز جاهايي كه كاراكترهاي توي فيلم يادشون ميره نبايد توي فيلم به مادر و خواهر طرفشون فحش بدن و يا اسم ….شون رو بيارن).فيلم رو ميبينم ولي موقع تبليغاتش ميزنم كانال قبلي.NailbitingHypnotized
كانال هفت:شبكه كه تازه راه افتاده و با جسارت تمام پرو پاچه همه رو ميگيره (اعم از اينكه طرف دوستش باشه يا دشمنش) ؛ و البته ركورد پخش آخرين آهنگهاي خارجي (تصويري ) رو بدون س.انس.ور در اختيار داره و اين خيلي براي بعضي ها خوبه!!!!.CoolSmiley Kiss
كانال هشت:تلويزيون رسمي كشور كه برنامه اجتماعي داره و مجري هاش طوري حرف ميزنن انگار به جز دهانشان تكان دادن بقيه اجزاي بدن كفر محسوب ميشه حتي گردن!!. فيلمهايي كه پخش ميكنه براي شكنجه مجرمين خوبه ؛ فيلمهاي درجه سه و چهار روسي از دهه 70 ميلادي به زبان اصلي و با ترجمه محلي همزمان توسط يك نفر. زود بيخيال اين كانال ميشوم.Thumbs-down
كانال نهم:يكي از كانالهايي كه در عين حال كه نو آوري هاي زيادتري نسبت به بقيه همقطارانش داره ؛نسبت به بقيه از كپي برداري مستقيم از شبكه هاي ديگه كمتر استفاده ميكنه ولي بزرگترين عيبش =تبليغات؛ خسته ميشوم از بس كه تبليغات شبكه هاي مخابراتي را پشت سر هم  ميبينم.YawnWaiting
كانال دهم:اين  كانال پسر خاله كانالهاي ايراني هستش ؛ دعا ؛ مناجات؛ اعلاميه و اطلاعيه بر له و يا عليه شخص و اشخاص؛ آهنگ هاي مذهبي و…؛ و البته از موزيك اصلا خبري نيست حتي موزيك خبر هم مذهبيه!!.انگشتان علاقه خاصي به زدن كانال بعدي دارند.Not worthy
كانال يازدهم: كپي كانال قبلي البته كمي اصلاح طلبتر كه با اينكه آهنگ و موسيقي پخش ميكنه ولي يك خط در ميان از آقاي … تعريف ميكنه.Whistling
كانال يازدهم: كانال رسمي يك حزب بزرگ كه هنوز ياد و خاطره حملات و درگيري هاي خونين در كابل رو به ياد مردم ميندازه. هيچ نقطه ضعف ديگه نداره جز اينكه چيز مشخصي براي پخش نداره به جز اهنگ ؛ فيلم هندي؛و خاطره هاي دوران جنگ.
كانال دوازدهم: فيلم هندي با دوبله نسبتا قابل تحمل و البته بيشتر برنامه هاي ديگرش كپي مستقيم و جسارت اميزي از كانالهاي داخلي خودمان هست.I dont know
كانال سيزدهم: خسته شدم ؛ اينم كه چيزي نداره ؛ راستي كانال اول چي داشت؟Time out
اين كار رو تا وقتي تكرار ميكنم تا اينكه يا يكجايي ياد م بياد گرسنه شده ام و يا اينكه يك كانالي اتفاقي يك برنامه علمي پخش كنه كه بار دهم نيست كه ميبينمش.CoffeeChow time!
براي كوتاه كردن شرح كانالها قسمت تبليغات بين برنامه اي و قسمت پخش آهنگ ها رو از تمام كانالها حذف  كردم چون اگه در مورد تبليغات ميگفتم چيزي براي برنامه ها نميموند؛ يك بار حساب كردم توي يك برنامه چهل و پنج دقيقه اي چيزي حدود بيست و يك دقيقه تبليغ پخش كردند!!و نكته جالبتر هم اينكه همه بدون استثنا در بين اخبار روزانه تبليغات پخش ميكنند .فكر كنم اگر آهنگ و تبليغات از تمام اين كانالها حذف شوند ميتوان تمام برنامه يشان را در يك كانال دوازده ساعته جا داد. اما گويي همه براي پخش آهنگ و تبليغات  در رقابت  باهم هستند.





آسمان

25 12 2008

چندروز گذشته رو با اینکه خونه بودم اصلا نفهمیدم که کی هستم و کجا هستم , این حالت رو اوایل امسال هم تجربه کرده بودم ولی با کمی تفاوت.

گرچه محیط کار جدیدم رو دوست دارم ولی دلمشغولی ناخواسته ای دارم و هرکاری که میکنم نمیتونم اون رو از دلم بیرون کنم. اوایل فکر میکردم شاید به خاطر نا آشنایی با محیط جدیده ولی بعدا فهمیدم نه اینطور نیست بلکه چیز دیگه ایه.

اینبار توی هواپیما تونستم چند عکس قشنگ از آسمان و کوههایی که صادقانه و بزرگوارانه برف ها رو در آغوش کشیدند؛بگیرم.

دوست دارم جایی رو درست کنم و از این به بعد تمام عکسهایی که میگیرم اونجا بگذارم. چون عکاسی رو دوست دارم مخصوصا از مناظری که فکر میکنم دیگه شاید شانس دیدنشون رو نداشته باشم.

AFG MOUNTAINS

AFG MOUNTAINS

AFG MOUNTAINS





پرواز

18 12 2008

 

چند روزی هست که دوباره برگشتم به شرکتی که دوره کار آموزی رو آنجا گذروندم. توی بخش جدید چند روزی رو تحت آموزش و تفهیم شغلی بودم و قراره که شنبه بریم برای بازبینی یک پروژه و البته ارزیابی من!!!.

توی این حال و هوا و برو بیاهم رییس بخش و هم مدیر بخش برنامه ریزی میخوان برن مرخصی و به اصطلاح تعطیلات کریسمس؛ برای همین امروز هیچ کس نفهمید چی کار میکنه و چی کار باید بکنه؛ هی جلسه بود و هی تفهیم برنامه ها تا بعد از تعطیلات کسی بیکار نمونه.

و در این گیر و دار ترسم از اینه که این همه باری که دارم میتونم به راحتی و تنهایی تا فرودگاه سالم برسونم.

توی یک ماه و نیم گذشته بیشتر از 6 بار با هواپیما این مسیر رو رفتم ولی اینبار حس دیگه ای دارم ,امیدوارم که بازم بتونم اون دشت ابری رو از بالا ببینم.





13 12 2008

 

فکر کنم دیگه برام داره عادی میشه این مسافرتها, توی دو هفته این سومین باری هست که از کابل به هرات و از هرات به کابل در رفت و آمد هستم.

تمام هفته گذشته در اینجا به اصطلاح عید و تعطیل رسمی بوده, البته این بار مقامات محترم دولتی کمی بیشتر به مغزشان فشار آورده و فهمیده اند کارمندی که در روزهای عادی از زیر کار شانه خالی میکنند یکی دو روز مانده به عید و یکی دو روز بعد از عید هم دست و دل کارندارند پس همان بهتر که حداقل مخارج این روزها رو صرفه جویی کنند.