واگویه

3 10 2009

امسال سال بدی نبوده (البته هنوز تمام نشده) و امیدوارم که با اتمام این سال افسوس لحظاتی رو که دارم سپری میکنم به این شکل , نخورم البته اگر کمی بیشتر منطقی فکر کنم میبینم که جایی برای گله از خودم و افسوس نخواهد ماند برای اینکه در چنین شرایطی بهترین گزینه ها رو انتخاب کرده ام و هر کس دیگه ای هم به جای من قرار میگرفت همین تصامیم رو میگرفت و به همین نقطه ختم میشد.

گاهی وقتها درست مثل ماهی میمونم که از فرط بی آبی در تب و تابه و وقتی که آبی میبینه حاضر میشه با آگاهی از اینکه این آب چیزی جز آب جوشان و داغ نیست خودش رو تسلیم  می کنه تا در اون غوطه ور بشه و عطشش رو برطرف کنه حتی به قیمت سوختن و نابود شدن.

این روزها روزهای سختی برای من هستند هر چند این رو میدونم که سالیان بعد اگر باز هم در چنین موقعیتی قرار بگیرم هم نمیتونم چیزی جز این رو انتخاب کنم و لی همه اینها نمیتونن دلیلی باشند برای اینکه اکنون خوش باشم..