آوای "دریش"

4 02 2009

شب جمعه است ولی خوابم نمیبرد , معمولا شبهایی که فردایش تعطیلی است همینطورم ,  هتل به این بزرگی آنقدر ساکت و کور است گویی هیچ کسی در آن نیست.

برای همین دور از چشم دیگران در لابی (تالار ) هتل درست مثل خانه ام روی مبل ( کوچ) لم میدهم و پایم را روی میز میگذارم , لپ تاپم را روی زانو می گذارم و ….

ناگهان در این سکوت زیبا حس ناخود آگاهی به من میگوید به صدایی که از دوردستها و هر چند دقیقه یکبار شنیده میشود دقت کنم؛ خوب که دقت میکنم صدای مردی است که به صدای بسیار بلند چیزی میگوید . ساعت را نگاه میکنم چیزی به نیمه شب نمانده و در کابل این زمان یعنی زمانی که حتی برای نمونه یک مرغ هم نباید پر بزند در خیابان (به دلایل امنیتی ).

بعد از دو -سه بار دقت متوجه میشوم که صدا متعلق به  سربازی است که در خیابان منتهی به وزراتخانه کشیک میدهد و بنا به رسم معمول هر کس و یا وسیله ای که از دور دست به طرفش نزدیک میشود را باید با  فرمان»دریش»*  متوقف کند و بعد از اطمینان از هویتش اجازه حرکت به او را بدهد . شاید برای خیلیها این قضیه زیاد مهم نباشد و شاید هم عادت کرده اند, ولی من نمیتوانم به سادگی بگذرم از این.

یک لحظه خودم را جای آن میگذارم , در سرمای 2-3 درجه و در نیمه شب به محض دیدن هر جنبده ای که به طرف وزارت خانه نزدیک میشود باید تمام قوایم را جمع کنم و فریاد بزنم «دریش» و بعد بلافاصله به حالت آماده باش قرار بگیرم که اگر احیانا این شی جنبنده توقف نکرد به او شلیک (فیر ) کنم. شاید این کار برای یک یا دوبار یا حتی ده بار قابل تحمل باشد ولی تصور اینکه حداقل در طول یک ساعت بیش از ده بار حنجره ات را پاره کنی کمی سخت به نظر می آید.

در دلم به این سرباز آفرین میگویم؛  و خدا را شکر میکنم که  به خاطر توان من مرا در چنین موقعیتی قرار نداده و نهایتا درست مثل یک بچه آدم سر جایم مرتب می نشینم و تکیه میدهم به مبل(کوچ), شاید با اینکار می خواهم جواب زحمتی که آن سرباز در آن بیرو ن ودر سرما میکشد را جبران کرده باشم.

 

پ.ن: * دریش : کلمه ای که استفاده نظامی زیادی دارد و در زبان پشتو معادل «ایست -توقف» است .

Advertisements

کارها

Information

2 responses

9 02 2009
افغان بلاگر

عرض شود که من هم بارها به تلاش و زحمت پولیسهای وظیفه شناس فکر کرده و در دل برایشان دعا و آروزی موفقیت و سلامت کرده ام.
امیدوارم همه افراد این مملکت روزی را شاهد باشند که همه با جدیت و اخلاص و صداقت برای رشد و پیشرفت و رفاه و امنیت این کشور تلاش می کنند.
هتل خوش بگذرد!

10 02 2009
کاکه تیغون

سلام
سال ها است که چنین فریادی را نشنیده ام اما از همان های که در گذشته ها شنیده بودم هنوز زنگی در گوش هایم باقی است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: